تبليغاتX
عاشقان بیایند - درد و دل جوانان (طنز)

 

غیرت :

خواهرم در کوچه آرايش مکن                                از جوانان سلب آسايش مکن

گيسوان از روسری بيرون مريز                              بر مسير ديدگان افسون مريز

خواهرم ديگر تو کودک نيستی                               فاش می گويم عروسک نيستی

خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟                          پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟

خواهرم اينقدر طنازی نکن!                                  با امور شرع لجبازی نکن

در امور خويش سرگردان مشو                              لايق چشمان نامردان مشو

خواهرم ، پاچه ت چرا اينقد شده؟                        راست راستی، اين تريپت بد شده !

 پاچه ات ، کوتاه و برمودايی است                     خشتکت چسبيده بر يک جايی است !

خواهرم ، اين خط چشم، ايرانی است؟                   امتدادش يک کمی طولانی است!

خواهرم گيرم که مو بر می زنی،                            مو ی پا و دستها را ميکنی ،

مورچه ، رو دست تو سر می خورد !!               نامزدت يا شوهرت غر(= قر؟؟) می خورد

زير ابروی تو ای خواهر ! کجاست؟                        زير ابروی تو ، رکن دين ماست!

خواهرم ، تاتوی ابرو ميکنی؟                              ابرو هشتی ، شينيون مو ميکنی؟

خواهرم ، مو را چرا مش می کنی؟                      توی مويت هی چرا کش ميکنی؟

موی تو های لايت و لولايت است چرا؟            پاتوقت هرشب ، کلاب نايت است چرا؟

خواهرم ، رنگ برنزه ، رنگ توس             اين دو چشمم ، يک دو ساعت ، منگ توست !

چاک مانتو ، تا لب باسن چرا ؟                            بردن دل از داداش و من چرا ؟

خواهرم من ديده ام چت ميکنی !                      توی چت ، جلب محبت ميکنی!

اين دماغ سر بالا ، از بهر کيست ؟                    بهتر از من ، از برايت ، مرد نيست!

ای يقه تا چاک سينه، باز باز!                             ای قشنگ و ای بلای من ، ناناز !

آدم از ديدار تو خر ميشود                                حالتش* ، يک طور ديگر ميشود !!

خواهرم ، اين ريش و پشمم ، مهر تو !               برده از من ، دين و دل ، اين چهر تو !

جون من، صيغه ميشی ، با مهر کم ؟                     گر بخواهی ، کل ريشم می زنم!!!

ازدواج ، از سنت پيغمبر است                       هر که اين سنت نيابد ، بس خر است !

حال کردی ، شعر و وزن و قافيه ؟                            از برای من ، يه ساعت کافيه

 

ترم دانشگاهی :

 ترم ۱ دانشگاه : سرت حسابی تو درس و مشق هست به هیچی فکر نمیکنی.

 

ترم ۲ دانشگاه : کمی توی جلسات مخ زنی شرکت میکنی .

 

ترم ۳ دانشگاه : حداقل داشتن چهار دوست دختر الزامی است .

 

ترم ۴دانشگاه : بسیار مهم است که برای پایان ترم حتما یکی از دوست دخترهای خود را به منزل ببرید .

 

ترم ۵ دانشگاه : در دست داشتن یک سیگار و در جیب داشتن یک پاکت سیگار.

 

ترم ۶ دانشگاه : داشتن خانه مجردی و یا مکان برای مواقع ضروری .

 

ترم ۷ دانشگاه : شرکت در کلیه پارتی های گوناگون .

 

ترم ۸ دانشگاه : داشتن اتوموبیل برای سهولت در بلند کردن دختران گرامی .

 

ترم ۹ دانشگاه : هم اکنون شما به یکی از حرفه ایی ترین مخ زن ها تبدیل شدید .

 

 

و اما دوران زندگی جوانان :

 

شش سال اوّل زندگی:

 

گريه نکن
شيطونی نکن
دست تو دماغت نکن
تو شلوارت پی‌پی نکن
مامانت رو اذيّت نکن
روی ديوار نقاشی نکن
انگشتت رو تو پريز برق نکن
دمپايی بابا رو پات نکن
به خورشيد نگاه نکن
شبها تو جات جيش نکن
تو کمد مامان فضولی نکن
با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 

دوره ي دبستان:

 

موقع رفتن به مدرسه دير نکن
پات رو تو جاميزی نکن
ورقهای دفترت رو پاره نکن
مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
تخته پاک‌کن رو خيس نکن
حياط مدرسه رو کثيف نکن
با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
دست تو کيف بغل دستيت نکن
تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
گچ رو پرت نکن
تو راهرو سرو صدا نکن
تو کلاس پچ‌پچ نکن
آتاري بازي نکن

 

دوره ي راهنمايی:

 

ترقّه بازی نکن
سه گا بازي نکن

جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
تو کوچه فوتبال بازی نکن
دست تو جيبت نکن
با مامانت کل‌کل نکن
تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن
با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
اتاقت رو شلوغ نکن
روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
عکس لختی تماشا نکن
با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن

 

دوره ي دبيرستان:

 

با کامپيوتر بازی نکن
تو حموم معطّل نکن
تقلّب نکن
با دوستات موتورسواری نکن
عصرها دير نکن
با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
با بابات دعوا نکن
تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
تو خيابون دنبال دخترها نکن
مردم‌آزاری نکن
نصف شب سرو صدا نکن
فيلم سوپر نگاه نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن
چشم‌چرونی نکن

 

دوره ي دانشگاه:

 

رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
بيست و چهار ساعت چت نکن
سر کلاس درس غيبت نکن
با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
خيابون‌ها رو متر نکن
تو سياست دخالت نکن
با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
شب برای شام دير نکن
با مأمور پليس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
موبايلت رو ريجکت نکن
حذف پزشکی نکن
آستين کوتاه تنت نکن
همه رو دودره نکن

 

دوره ي سربازی:

 

موهات رو بلند نکن
روت رو زياد نکن
از اوامر سرپيچی نکن
فرار نکن
با اسلحه شوخی نکن
غيبت نکن
به آينده فکر نکن
درگيری ايجاد نکن
به فرمانده بی‌احترامی نکن
غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
اعتراض نکن
با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
از تلف شدن وقتت ناله نکن
از آشپزخونه دزدی نکن

 

دوره ي شوهر بودن:

 

با زنت شوخی نکن
زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
به زنت خيانت نکن
با دوستانت الواتی نکن
سينگل خودت را توي ارکوت معرفي نکن
به زنهای ديگه نگاه نکن
موبايلت رو قايم نکن
از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
پولت رو خرج دوستات نکن
رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
ريسک نکن
بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

 

دوره ي پدر بودن:

 

بچّه رو تنبيه نکن
به بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
به بچّه توهين نکن
بچّه رو از بازی منع نکن
بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن
بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن

بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
آزادی بچّه رو محدود نکن
به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

 

دوره ي پيری:

 

برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
نوه‌هات رو لوس نکن
با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن
پولت رو خرج نکن
هوس جوونی نکن
غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
با زنت بی‌وفايی نکن
از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
لباس شاد تنت نکن
به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن
به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
به آينده فکر نکن

 

دوره ي پس از مرگ:

 

حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن

                                                            

                                                                            لطفاْ نظر بدهید

+ نوشته شده توسط مهدی پورین در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 2:40 قبل از ظهر |